الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
24
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
اجماع و عقل و اصول عمليه ، بحث از مبادى تصديقه است ، در حالى كه اين مباحث ، داخل در مسائل علم اصولاند نه مبادى تصديقه . [ تعريف صاحب فصول درباره موضوع علم اصول ] اما تعريف صاحب فصول : ايشان موضوع اصول را ادله اربعه بدون اينكه وصف حجيت موردنظر باشد مىدانند ، يعنى ادله اربعه بماهىهى ، در نتيجه وقتى از حجيت آنها صحبت مىكنيم ، بحث از اصل موضوع نخواهد بود و بحثمان داخل مبادى تصديقه نخواهد شد . اما اشكال اين نظريه : اگر تعريف ايشان را بپذيريم دو مبحث از مباحث مهم اصولى ( تعادل و تراجيح و حجيت خبر واحد ) از موضوع علم اصول خارج مىشوند . الف - در باب تعادل و تراجيح بحث مىكنيم كه اگر دو روايت باهم تعارض داشتند وظيفه ما چيست و كدام يك از آن دو حجتند ، و اين در حالى است كه مطلب مورد بحث داخل در عوارض كتاب و سنت و اجماع و عقل نيست . از عوارض كتاب و اجماع و عقل نبودن كه واضح است و نبودن آن از عوارض سنت بخاطر اين است كه منظور از سنت ، نفس قول و فعل و تقدير معصوم است نه چيزى كه از قول و فعل و تقدير معصوم حكايت مىكند . [ تعريف آخوند درباره موضوع علم اصول ] ب - همچنين بحث از حجيت خبر واحد نيز از موضوع علم اصول خارج مىشود زيرا حجيت خبر واحد از عوارض كتاب و سنت و اجماع و عقل نيست در نتيجه اين دو بحث ( تعادل و تراجيح و حجيت خبر واحد ) از موضوع علم اصول خارج مىشوند زيرا از عوارض كتاب و اجماع و عقل و سنت نيستند صاحب كفايه موضوع علم اصول را اين گونه تعريف كردهاند : موضوع علم اصول يك مفهوم كلى است كه بر موضوعات مسائل علم اصول منطبق است .